پارسا پارسا ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

پارسا و مهرسا

قطار

من و مهرسا هر دو برای اولین بار ،در راه برگشت از مشهد ،سوار قطار شدیم سفر خوبی بود خیلی  خوش گذشت! این سفر اولین سفر چهار نفرمون بود ...
4 آبان 1392

پارسا و مهرسا 9

دلیل این که چرا بیشتر عکسهای دونفره من و خواهرجون این مدلی هست اینه که تا من از خواب بعداز ظهر بیدار میشم میام و پیش خواهرجون میخوابم و به مامانم میگم ببین ما دو تا رو و مامان هیجان زده میشه ... ...
4 آبان 1392

مشهد

مهرسا برای اولین بار و من برای سومین بار به مشهد رفتیم روزهای ما در مشهد اینطوری گذشت که صبح ها برنامه برای من ریخته میشد و عصرها هم میرفتیم  مشهد امام رضا ! یک روز رفتیم باغ وحش البته بیشتر از این که تایگر(ببر) ببینم قفس دیدم! یک اسب کوچولو بود که من با شجاعت سوارش شدم یک روز بارانی هم رفتیم شهربازی یک روز هم که هر چی بابا و مامان اصرار کردند که بریم بیرون من راضی نشدم و گفتم نریم بیرون و از سرگرمی هام تو هتل استفاده کامل را کردم و خواهرم در  مشهد به تنها کار مورد علاقه اش میرسد و بی وقفه در خواب بود بنابراین برنامه خاصی براش نداشتیم   ...
4 آبان 1392

اولین زیارت

در آخرین روز چهار ماهگی عازم مشهد امام رضا شدم به همراه برادرم و پدر و مادرم چند ساعت دیگه  برای اولین بار  گنبد طلایی امام رضا رو میبینم واکسن چهار ماهگی ام هم با تاخیر زده خواهد شد ...
26 مهر 1392

روز کودک

امروز روز جهانی کودکه وقتی مامانم اینو گفت من با  تعجب فراوان گفتم :امرررررررررروز! مامانم هم برام یک جشن کوچولو گرفت و از همه مهمتر من تو روز کودک اجازه داشتم هر کاری که میخوام بکنم خواهرم هم این وسط از این جشن بی نصیب نموند با اینکه هنوز یک شیرخوار کوچولوئه اینم منو و کادویم کیک و شمع هم هیچ مناسبتی نداره  و مامانم فقط به خاط این کیک پخت چون که من عاشق فوت کردن آتش هستم حتی شعله گاز! یکی آقای ایمنی رو خبر کنه چون مامانم که دیگه نمیدونه چکار کنه و یک شیر خوار در روز کودک چه حسی میتونه داشته باشه جز اینهمه تعجب!   ...
19 مهر 1392